مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
45
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
گفت : با لب تشنه و غريب و تنها كشته مىشود و يار و ياورى ندارد ! اى آدم اگر او را ببينى مىگويد : واى از عطش ! واى از كمى ياران ! تا آنكه تشنگى مانند دود ميان او و آسمان حايل مىگردد ! در آن زمان هيچ كس او را اجابت نمىكند ، مگر با شمشير و چشاندن مرگ ، سپس او را همانند گوسفند سر مىبرند ! و دشمنان بار و بنهاش را غارت مىكنند ! و سرهاى او و يارانش را به همراه زنان در شهرها مىگردانند ! در علم خداى واحد منان چنين گذشته است . آنگاه آدم و جبرئيل مانند زن فرزند مرده گريستند . « 1 » 2 - شيخ صدوق از فضل بن شاذان نقل مىكند كه گفت : از امام رضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : هنگامى كه ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند فرمان يافت تا قوچى را كه برايش فرستاد به جاى اسماعيل سر ببرد . ابراهيم آرزو كرد اى كاش اسماعيل را به دست خويش سر بريده بود ؛ و فرمان نمىيافت كه قوچ را به جايش بكشد ؛ تا با اين كار آنچه ( مصيبتى ) به قلب پدرى كه عزيزترين فرزندانش را سر مىبرد وارد مىشود به قلب او نيز وارد شود و بدين وسيله به برترين پاداشى كه مصيبت زدگان بدان مىرسند ، نايل گردد . پس از آن ، خداى متعال به او وحى فرمود : اى ابراهيم ، محبوبترين آفريدگانم نزد تو كيست ؟ گفت : پروردگارا ، كسى را كه از حبيب تو محمد ( ص ) ، نزد من محبوبتر باشد نيافريدهاى . خداوند به او وحى فرمود : اى ابراهيم ، آيا او را بيشتر دوست مىدارى يا خودت را ؟ گفت : او را از خود دوستتر مىدارم . فرمود : فرزندان او را بيشتر دوست دارى يا فرزندان خود را ؟ گفت : فرزندان او را . فرمود : در اين صورت ، آيا اينكه فرزندش از روى ستم به دست دشمنانش سربريده شود قلب تو را بيشتر به درد مىآورد يا آنكه فرزند خود را در راه فرمانبردارى من سر ببرى ؟ گفت : پروردگارا ، بريده شدن سر فرزند او قلب مرا بيشتر به درد مىآورد . گفت : اى ابراهيم ، گروهى كه خود را امت پيامبر ( ص ) مىدانند ، فرزندش ، حسين را پس از او از روى
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، 245 ، باب 30 ، حديث شماره 44 .